نقد و بررسی
کليد شناخت انواع موسيقي
- توضیحات
- بازدید: 226
آيا ما مفهوم واقعي موسيقي را مي شناسيم؟کداميک را مي پسنديم و کدام يک از انواع آن براي ما گويا تر است ومي توانيم با آن ارتباط برقرار کنيم؟
متاسفانه بعضي از واژه ها هميشه و به صورت دقيق گوياي معاني و مفاهيم ظريف واقعي نيستند و به همين علت بيشترين کوشش فرزانگان و سخن سنجان همواره انتقال صحيح مفاهيم ظريف و شکننده اي است که در ميان اين گونه واژه ها وجود دارد.بنا بر اين با استفاده از اصل "دلالت لفظ برمعنا" مي توان حالت و صفت و به طور کلي ويژگي هاي ظاهري يک موجود "دال" را بر وجود ديگري به نام "مدلول" مشخص نمود که در بدو امر مشاهده و احساس نمي شود؛ به اين معني که با ديدن يک واژه "ذهن"ما به تصور "مفهوم"آن پرداخته و آن را مجسم مي کند."تصورذهني"انسان از واژه ي "موسيقي"نظير صورتي است که در آينه منعکس مي شود با اين تفاوت که آينه "فعل پذير محض" است ولي ذهن فعاليت دارد و متناسب با تخيلات نيازها سليقه ها و خلاقيت ها و آگاهي صاحب آن " در تصور" خود تصرف کرده است وازآن شکل و صورت جديدي را متجلي مي سازد.."|تصور"به اعتبار کميت از نطر جز يا اجزا تشکيل دهنده آن سه گونه است.الف: تصور جزيي ب: تصور اضافي ج- تصورکلي.
تصور جزيي شامل يک مورد معين است که مفهوم آن مستقل بوده و ربطي به مورد ديگر ندارد مانند واژه "تار" و واژه "سه گاه" در موسيقي تصور اضافي شامل بيش از يک مورد است مانند "سازهاي مضرابي" که مي تواند شامل تار-سنتور-سه تار-گيتارو غيره باشد "تصور کلي" آن است که براي تعدادي زيادي از واژه ها در نطر گرفته مي شود مانند واژه "ساز" در موقعيتي که شاکل نمام آلات موسيقي است .
"کليت" نيز به نوبه خود به "جنس"،" نوع"، "فصل"، "عرض خاص" و عرض عام تقسيم مي شود.
جنس تصوري است که به موجودات مختلف الحقيقه دلالت دارد مانند هنر که نقاشي، نمايش، ادبيات، سينما شعر و موسيقي را در بر دارد "نوع" به موجودات متفق الحقيقه دلالت دارد مانند انواع موسيقي چيني، ژاپني ايراني ،ملي، اصيل ،محلي، بومي که همه از انواع مختلف موسيقي هستند.
"فصل" وجه ياوجوه تمايزي است بين افراد يک نوع مانند تمايز بين موسيقي ايراني و فرانسوي و موسيقي علمي و عاميانه. عرض خاص که وجه تمايزي است بين يک جزء از اجزاء يک نوع با کل آن مانند گوشه که يکي از اجزا رديف در موسيقي ايران است.
عرض عام صفتي است مشترک ميان افراد يک نوع مانند موسيقي محلي ،مقامي،عاميانه و سنتي که در موسيقي ايراني صفت مشترک آن ها ايراني بودن است.
البته اين صفات در موسيقي کشور ما يا ملت هاي مختلف نيز صادق است به اين معني که کشور هاي ديگر نيز به نوبه خود موسيقي ملي ، محلي، مقامي ، عاميانه مخصوص به خود را دارند مانند موسيقي ملي ،محلي و مقامي کشور مجارستان.
از آنجا که ملت عبارت است ازمجموعه افراد يک کشور و مليت شامل مجموعه صفات وخصائص افراد يک کشور است مي توان گفت که موسيقي ملي مجموعه اي است شامل کليه زير مجموعه هايي که اجزا آن به شکار مي روند و چون در اين مورد در کشور ها و ملت هاي ديگر نيز صادق است بنا بر اين مي توان گفت " موسيقي ملي ايران" مجموعه اي است متشکل از زير مجموعه هايي مانند موسيقي سنتي ،پاپ،اصيل،محلي يا فولکلوريک عاميانه شهري ،موسيقي روز عامه پسند بومي ، جدي و بازاري وغيره.

